نزدیک 7ساله بخودم یاد میدم مهم نیست سر دشمنم چی بیاد فقط مهم اینه که من بتونم پیروز بشم. حتی اگه او هم ضربه شدیدی نخوره مهم اینه که من خوشبخت باشم و دشمن در روح و جسمم نقشی و اثری نداشته باشه این تفکر اون قدر ظاهر معقول و منطقی داره که هر جا گفته بشه همه تاییدش می کنند و به به و چه چه تحویل آدم میدن. ولی بعضی دشمنا با بقیشون فرق دارن بعضیا نفرت انگیزتر و غیر قابل قبول ترند بعضیاشون همین که زنده اند یعنی فلاکت و بدبختی آدمیزاد. یعنی مانع بزرگ برای حرکت در مسیر هموار و بدون دست انداز خوشبختی. وقتی صبح از خواب بلند میشی بودن بعضی آدما در این دنیا برای سنگین و دردناک شدن سینه ات کفایت می کنه و به تنهایی این توانایی را داره که به کل روزت گند و گه بزنه. اون وقته که آدم دلش میخواد با وجود ترس مبهمی که این حرف در ته ته عمیق ترین قسمت قلبش به وجود میاره زهرش را بپاشه از خداوند بخواد و فریاد بزنه لعنتی حروم لقمه بی وجود پرادعای بی محتوا کاش همین الان به سرعت تمام در همین لحظه می مردی