زندگی خواب زرشک
محتاج چند ساعت خواب راحتم بی دغدغه
آرزوی این را دارم که یک روز صبح که از خواب بیدار میشم پر از امید و انگیزه باشم و غرق در ذوق آغاز کردن روز. البته شاید اصلا چنین چیزی برای کسی وجود نداشته باشه اگر هست من یکی که تجربه نکردم
کاش یک چیزی می شنیدم و یا می دیدم که باعث بشه از ته دلم لبخند بزنم یک طوری که سینه ام سبک بشه البته مطمین نیستم چنین لبخندی وجود داشته باشه.
یا خیلی چیزای ظاهرا کوچولویی که برای من در حد آرزو و امید شده در حالی که باور و اطمینان ندارم که اصلا چنین چیزایی وجود داره یا مثل غول چراغ جادو و قالیچه پرنده و چنگ سحر آویز زاده تصور پیچ در پیچ و متراکم و در عین حال پراکنده آدمیزاده
امان از آدمیزاد لعنتی که بیخود و بی جهت آفریده شده. زندگی آدمیزاد به حماقتیه که بازی تراویان در او به وجود میاره
تازه تبلیغ می کنند بیا وقتت و نت ارزشمندت را برای بازی خان ها تلف کن
زرشک