چند ماه است مشاورت با تو همکاری نمی کند گویا از سازمانت دلخوری هایی دارد و در چند ماه اخیر سازمان با تغییر مدیریت همراه بوده است و تو نیز مثل سایر همکاران از این تغییر رضایت کامل داری

مدیر مستقیمت بعضا اصطلاحات ساده کاریت را هم نمی داند در نامه های گوناگون و با تلاش فراوان او را سوار کار می کنی و به او شرح ماوقع را به ساده ترین زبان ممکن ارایه می دهی و حتی برای حل موضوع راه هایی را نیز پیشنهاد می کنی بعد از سه ماه بالاخره دقیقن بر طبق نظر تو عمل می شود و مشکلات حل و کار به روال عادی بر می گردد هنگامی که تصمیم داری همراه مشاورت به اتاق مدیر بروی و از این که بالاخره کارت را به نتیجه رسانده ای در دلت احساس شادمانی و غرور می کنی و احتمال می دهی که شاید تشویقی هم در راه باشد منشی خبر می دهد که آقای دکتر گفتند فقط مشاور سازمان را می بینند مثل کره آب شده وا می روی و منتظر می مانی و با گوش خود می شنوی که مدیرت از مشاور می پرسد آیا با با اخراج این کارشناس ما موافقید و مشاور با خونسردی و بی تفاوتی پاسخ می دهد اصلا بیخودی استخدامش کرده بودید.

شما هم آن وبلاگ را می خوانید که آخرش می پرسد مملکته داریم؟؟؟؟؟؟؟؟