غر می زنم
غر غر کردن از توانایی های بی بدیل و بی نظیر بشر است.
موضوعش مهم نیست آن چه مهم است آن که غر زدن، دل را جلا می دهد. حال آدمی را جا می آورد و نفسش را تازه می کند. انگاری از لای در اتوبوس BRT خط آزادی خاوران در حالی که بوی بد مسافران بی شمار چسبیده به تو دارد خفه ات می کند نسیمی ملایم و خنک به صورتت وزیده باشد.
غر غر کردن از نعمات بی شمار خداست.
نعمتی برای بنی بشر همیشه گرفتار. امروزه روز، با پیشرفت های حاصله بسیار بهتر از قبل است. می توانی در وبلاگت و درباره هر موضوعی (البته نه هر موضوعی) غر بزنی بی آن که برای شنیده شدن غرهایت منت کسی بر سرت باشد. فوق فوقش کسی غرهایت را نمی خواند. همین و همین.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی ۱۳۸۹ ساعت 11:30 توسط
|