کمبود فلان
مرا بخاطر من بودنم ببخش.
پسر نداشتند و پسر بودم در حالی که حق خودشان می پنداشتند.
بی عرضه و بی خاصیت نبودم.
به نظرم قدر قدرت و قوی شوکت نمی آمدند.
پزهای کودکانه شان درباره هشتم و هجدهم و شاید هم هشتصدم شدن فلان ک سک در فلان آستان را به فلان م نمی گرفتم که همین نبود فلان فلان در خانواده شان رنجشان می داد تا مایه آزار من و زندگیم باشند.
ولی از همه بدتر از برایشان همراه من بودن تو بود که وجودت در قلب من، قلب بیمارشان را آتش می زد.
پس ترا بخدا
مرا بخاطر من بودنم ببخش.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 8:43 توسط
|